تبلیغات
"وبلاگ رسمی سید مهدی ذاکر" - اشعار ولادت حضرت علی اکبر(ع)
 
"وبلاگ رسمی سید مهدی ذاکر"
درباره وبلاگ


"وبلاگ رسمی سید مهدی ذاکر"
.
سید مهدی ذاکر چهارم بهمن سال 1360 در تهران در خانواده ایی ساده و مذهبی متولد شد و رشد یافت. او در دانشگاه جامع مدرک لیسانس مدیریت برنامه ریزی را اخذ کرد. از فعالیت های مذهبی سید مهدی ذاکر می توان فعالیت در بسیج محل و وزارت نفت را نام برد.سیدمهدی ذاکر مداحی را نزد حاج محمدرضا طاهری آموخت و هم اکنون تنها به خاطر عشق و ارادتی که به اهل بیت دارد به مداحی می پردازد و ذاکر اهل بیت است...
::.این وبلاگ توسط ادمین اداره می شود.::

مدیر وبلاگ : شیرین صفری

دل مجنون همیشه با لیلاست

می رود سوی هر كجا لیلاست

قدم عاشقی كه برداری

بعد از آن اختیار با لیلاست

تپش قلب تو ، نمی دانم

تپش قلب من كه یا لیلاست

آنكه از كار من گره بگشود

با دو دست گره گشا لیلاست

بسته آنكه دخیل زلفم را

به سر زلف كربلا لیلاست

كشش عشق تا كه پا بر جاست

دل اسیر مزار پایین پاست



سایر اشعار در ادامه مطلب...



این خانواده یوسفان بی بدیلند

هر یک برای خویش خورشیدی جمیلند

جاری ترین رودند در رگهای دنیا

بهتر بگویم صد هزاران رود نیلند

فرقی ندارد سنشان کم یا زیاد است

کم سن و سالش عمر صد نوح و خلیلند

بر هر نخ موی علی های قبیله

صدها فرشته با وضو هر شب دخیلند

بی پرده گویم کمترین هاشان مسیحند

در معرفت استاد درس جبرئیلند

در این میان یک تن شبیه مصطفی بود

او هم علی خانه ی ارباب ما بود

***************

چون گشودند زهم دفتر دانائی را

زمزمه کرد ملک نغمۀ شیدائی را

کرد پُر ،نور خدا این شب رؤیائی را

تاببیننـــد همه جلــوۀ زیبـــائی را

هانفی گفت در رحمت حق واشده است

خلقت روی علی اکبــر لیــلا شده است

این گل سرخ که رخسارۀ احمد دارد

خال برگونۀ خود ،ابروی ممتد دارد

رنگ و بو از چمن گلشن ایــزد دارد

صورت وسیرت خود را زمحمد دارد

همه گل ها بنشتنــد به نظـــارّۀ او

تا که بابا بزند بوسه به رخســارۀ او

شاد شد قلب همه از دل خرسند حسین

شد زمین محو جمال گل دلبند حسین

آسمان مات شد از چهرۀ فرزند حسین

مثل غنچه زده لبخند به لبخند حسین

او لیلا همه دم غنچــۀ خــود می بوید

با حسین بن علی شکر خدا می گوید

***************

برجلوه واجلال محّمد صلوات

برچهره وتمثال محّمد صلوات

دیدند چو رخسار علی اکبر را

گفتند که برآل محّمد صلوات

بوی محمّد

آئینۀ غرق نور ایزد آمد؟

یاجلوه ای از بهشت سرمد آمد

با دیدن اکبرش چنین گفت حسین

یکبار دگر بوی محمّد آمد

گُل خنده

در دست حسین چون که گوهر دادند

آئینه ای از روی پیمبر دادند

بشکفت گُل خنده به لبها ، که به او

ازگلشن جنّت علی اکبر دادند
***************
هم درمقام و نام و جلالت تو اکبری

هم اینکه درعشیره شماازهمه سری



گفتااگرکه ختم رسالت نمیرسید

حتما تو اخرین نبی هستی پیمبری



وقتی تورا بدست پدر داد مادرت

بوسیدروی ماهت و گفتا که محشری



بایدبرای رزم تو لشکربیاورند

الحق عرب ندیده شبیه ت دلاوری



وقتی لجام اسب کشیدی سوی نبرد

دشمن ندید اکبری یا این که حیدری



دشمن چشیده مزه شمشیر تیز تو

وقتی چو شیر بر صف او حمله میبری



اقا شما کرامتتان هم محمدیست

حالا شما به کرببلایم نمیبری



صدبار گفته اند و مانیز گفته ایم

اقا غلام دربدرت را نمیخری
***************

چه حس و حال قشنگیست بین آن دو حرم

مرا بیار و مرا باز تا حرم ببرم

 

که بوی سیب شما میرسد به داد دلم

و مست می کندم تا که می خورد به سرم

 

سری که بین دو گنبد مردد است آقا

دمی که بین دو گنبد اسیر و در بدرم

 

چه خوب می شود امسال نیمه شعبان

به خانواده بگویم که عازم سفرم

 

میان جمله ی زوار خود صدایم کن

نگو که جای نداریم ، من که یک نفرم !!

 

تو روح می دهی آقا مرا مسیحایی

اگر نیامده ام چون طبیب می آیی

***************

تو ز اجداد خود چه کم داری

نسبی پاک و محترم داری

وارث آدم و کلیم و مسیح

بهر احیای مرده  دم داری

گشته شش گوشه این حرم یعنی

تو جدا گانه یک حرم داری

که زیارات کامل و متقن

همچونان سایر امم داری

تو ز پایین پا ولایت بر

کرسی و نون و والقلم داری

مابه نام تو سینه زن شده ایم

حق شاهی بر عجم داری

تو که باب الحوائجی بی شک

بسکه آقایی و کرم داری

یک قدم تو عقب تر از عباس

برسر دوش خود علم داری

 

شانه هایت ز بس مودب بود

دومین تکیه گاه زینب بود

***************
راهی کربلا دل رسوا نمی شود

این نامه جز به دست تو امضا نمی شود

 

ای روح حیدری تو در جان مصطفی

بی تو جمال جلوه زهرا نمی شود

 

آرام قلب حضرت مولا تویی علی

روح حسین بی تو که شیدا نمی شود

 

بالای جسم پاک تو شاه اینچنین سرود

سرو دلم که روی عبا جا نمی شود

 

ای آیه های سوره طه اذان بگو

آرام آیه ی غم بابا نمی شود

 

با رزم های حیدریت دل ز ما ببر

جز تو کسی که تالی مولا نمی شود

 

جز نعره های حیدریت نعره ای علی

چون نعره های حضرت سقا نمی شود

***************

ما که سرمست عشق و احساسیم

از اهالیِّ  بیت العبّاسیم

 

نفس ناب و نافذی داریم

ادبیّات حافظی داریم

 

پای دیوان یکـّه تاز غزل

می روم رو به سوی خیرُالعمل

 

حرف ما بود و لعل یاقوتی

کلماتی به رنگ لاهوتی

 

مگر این گفته ی پیمبر نیست

از محمّد به غیر دلبر کیست ؟!

 

از حسینی که از رسول الله ست

پسری روی دامن لیلاست

***************

مدینه گشته سرتاسر چو محشر
که روئیده گلی در باغ دلبر


خزان چشمها دیگر بهاریست
ز یمن مقدم این یاس اطهر


برای دیدن روی چو ماهش
همه دارند شور و شوق دیگر


دل لیلا شده مجنون و محوش
زند بوسه به دستانش مکرر


یکی گوید قد افلح را بخوانید
که آمد باز سوی ما پیمبر


یکی گوید که از برق دو چشمش
شده زنده دوباره یاد حیدر


همه گشتند مبهوت و به لب نیست
به غیر نغمه ی الله اکبر


نماز عشق خوانید اهل دلها
اذان گوی حرم آمد به دنیا


دل بابا برایش بیقرار است
و دورش روز و شب پروانه وار است


خبر آمد که از نور جبینش
قمر در آسمان پا به فرار است


عجب شوری به دل افکنده عشقش
که سرهای دو عالم پای دار است


کمال خیر مهر اوست در دل
دل بی یاد دلبر همچو خار است


که گفته سهم هر عاشق خزانی است
که من با او همه عمرم بهار است


منم آن سائل دیروز و فردا
که از هجران شش گوشه خمار است


اگر عمری نفس دارم به سینه
تمام دلخوشیم صحن یار است


بیا امشب دلم حاجت روا کن
مرا هم زائر کرببلا کن

***************

آیت الله اکبری اکبر

اکبری یا پیمبری اکبر ؟


یا نه اصلا میان معرکه ها

اسدالله حیدری اکبر؟


میوه ی قلب حضرت لیلا

جان زهرای اطهری اکبر


یل اردوی نینوای حسین

شیرمردی دلاوری اکبر


یوسف هاشمی آل علی

از همه یوسفان سری اکبر


کوری چشم نسل "شاهین"ها

به عجب اسم محشری اکبر


آینه آینه رخت مهتاب

ای ولیعهد حضرت ارباب
***************
تو شهزاده ای و علی اکبری

علی اکبری یا که پیغمبری ؟


 

در خانه ات ازدحام گداست

ولی خم به ابرو نمی آوری


 

تو آنی که در بین گهواره ات

به نازی دل عمه را می بری


 

مرا از مناجات شب بهتر است

دو رکعت نماز علی اکبری


 

برای اذان گفتن کربلا

تو از هر کس دیگری بهتری


 

نمازت نیاز شب کربلاست

گرفتار تو زینب کربلاست

***************

عاشــق آن است که پــر می گیــرد

فقـــط از عـــشق خبــر می گیرد

از جـــگر آتـــش اگـــر می گـــیرد

عشــق را مــَـــدِ نظــر می گیـــرد

منـــطق منــطقه ی ما عـشق است

مذهــب مــطلقه ی ما عـشق است

بی دل آن اســت که دل داده بـــه تو

کار و بـارش فـقط افـتاده بــــه تو

سجــده کرده خـــود ســـجاده به تو

می رســـد آخر این جــاده بـــه تو

راهی جــاده ی مجـــنون شــدنیم

بســکه آمــاده ی مجــنون شـدنیم

مــــا هـــــمه در بــــــه در لـــیلاییم

بیــــشتر دور و بــــر لیــــــلاییم

ســــائل پشــــت در لــیــــــلاییم

زیــــر دیـــــن پــــسر لیــــــلاییم

تـــــو علـــی اکــــبر لیـــــلا هــستی

نـــــوه ی اول زهـــــرا هـــــستی

کیـــستی محـــــشر در گهـــواره

فـــاتــــح خیــــبر در گــــــهواره

یــــا کـــــه پیــــــغمبر در گــــــهواره

خـــــنده ات اکـــــبر در گـــــــهواره

هـــمه را یـــــاد نبـــــی می انداخـت

یــــــاد میـــــلاد نبــــی می انداخت

***************
ارباب زاده ای كه خود ارباب عالم است
در چهره اش جمال پیمبر مجسم است

نور است نور محض زجنس پیامبر
هر چه بگویم از منش و منطقش كم است

نامش علی نهاده به كوری دشمنان
ارباب ما حسین كه ارباب عالم است

اعمال امشب است در مفاتیح عاشقی
مستی كنید ، جام و می اش هم فراهم است

مجنون خویش كرده و لیلای ما شده
از شوق اوست دیده اگر پر زشبنم است

حالا خبر دهید گدایان شهر را
پایان مستمندی و فرجام ماتم است

اصلا نه جای شك و شبه اَست و سوال
پر می كنند كیسه های تهی را – مسلّم است

این المفر لشگریان می رسد به گوش
غرش كه می كند و چهره درهم است

اما چرا در شب میلاد حضرتش
حال و هوای این غزلم چون محرم است ؟

در بین روضه های غمش آتشم زدند
آن روضه ای كه در لهوف و مقرم است

آن روضه ای كه خواند قطعه قطعه اش
با دیدنش قامت بابای او خم است
*
می چید قطعه های بدن را كنار هم
می گفت یا علی بعد تو دنیا جهنم است


***************
عشقت میان سینه‌ی‌ من پا گرفته
شکر خدا که چشم تو ما را گرفته

دریاب دلها را تو با گوشه نگاهی
حالا که کار عاشقی بالا گرفته

عمریست آقا جان دلم از دست رفته
پائین پای مرقدت مأوا گرفته

سرو رشید خوش قد و بالای ارباب
شش گوشه هم با نور تو معنا گرفته

از کودکی آواره‌ی کوی تو هستم
دست دلم را حضرت زهرا گرفته

مانند جدت رحمةٌ للعالمینی
حیف است دست خالی ما را نبینی
 


نوع مطلب : اشعار مذهبی، حضرت علی اکبر(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 21 مرداد 1396 05:49 ب.ظ
I was curious if you ever thought of changing the page layout of your site?
Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way of content
so people could connect with it better. Youve got an awful lot
of text for only having one or 2 images. Maybe you could space it out better?
جمعه 13 مرداد 1396 12:31 ب.ظ
Piece of writing writing is also a fun, if you be acquainted with after that you can write if not it is complicated to write.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پخش زنده حرم