تبلیغات
"وبلاگ رسمی سید مهدی ذاکر" - اشعار دهه محسنیه
 
"وبلاگ رسمی سید مهدی ذاکر"
درباره وبلاگ


"وبلاگ رسمی سید مهدی ذاکر"
.
سید مهدی ذاکر چهارم بهمن سال 1360 در تهران در خانواده ایی ساده و مذهبی متولد شد و رشد یافت. او در دانشگاه جامع مدرک لیسانس مدیریت برنامه ریزی را اخذ کرد. از فعالیت های مذهبی سید مهدی ذاکر می توان فعالیت در بسیج محل و وزارت نفت را نام برد.سیدمهدی ذاکر مداحی را نزد حاج محمدرضا طاهری آموخت و هم اکنون تنها به خاطر عشق و ارادتی که به اهل بیت دارد به مداحی می پردازد و ذاکر اهل بیت است...
::.این وبلاگ توسط ادمین اداره می شود.::

مدیر وبلاگ : شیرین صفری
قِسمَت نبـود تـا کـه برایم پسر شوی
بر شانه های شاخه ی طوبا ثمر شوی
می خواست در خیال خودش کم بیاوری
شاید که تو سقوط کنی منکَسَر شوی
دنیا نیامـدی بـه گمـانم کـه عاقبت
سرتا به پا به همره او شعله ور شوی
شاید کـه در اِزای خودت بین ضربه ها
ضربی به جان پذیری و او را سپر شوی
تـا «کشـته ی فتـاده» بـه دامـان فـاطمـه
تا «صید دست و پا زده» ی پشت در شوی
ای کـاش می شکست همـانجا ورای در
پایی که خواست با لگدش مختصر شوی
یک بـار میخ خونی و یک بـار هم زمین
دادند مژده ات که از این کشته تر شوی
مجید لشکری
**********************
پشت در انباری از هیزم شده است
خانه در انبوهی آن گمشده است

چیست این شمشیرهای فتنه جو
که به سوی خانه ای آورده رو

کیست طبل جنگ دیگر میزند
جبرییل این خانه را در میزند

شعله ها نمرود را تسلیم بود
آتشی بر جان ابراهیم بود

چوبها از شعله دیگر سوخته
جای انگشت پیغمبر سوخته

تا در خانه به آتش باز شد
سوختن با ساختن آغاز شد

دیگر آتش ذره ای غیرت نداشت
شعله را بر دامن زهرا گذاشت

شد روان آتش سوی پیراهنش
بعد از آن شد نوبت زخم تنش

ناله ی زهرا بلند افتاده بود
عرش رحمان درد مند افتاده بود

شعله ها تا آسمان پر میگرفت
دشمن اما کار از سر میگرفت

لحظه لحظه تنگتر می شد قفس
بسته شد بر فاطمه راه نفس

خصم چون در را برآن دیوار دوخت
فاطمه با ناله آتش بر فروخت

آه زهرا آسمان را تیره کرد
چشمهای آسمان را تیره کرد

وای اگر پرسند مردان یهود
علت این آسمان پر زدود
**********************
اگرچه لحظه لحظه روضه هایش میکشد ما را

هنوز آهش تماشایش صدایش میکشد ما را

میان شعله ها بود و پر پروانه آتش بود

در آتش، هیزم آتش، چادر آتش، خانه آتش بود

فقط نه چادر خاکی کمی از معجرش هم سوخت

رسیدم پشت در دیدم نه مادر دخترش هم سوخت

گره زد چادرش را بر کمر افتاده راه افتاد

زنی مجروح رفت اما به دست یک سپاه افتاد

میان جمع نامحرم غریبی بی پناه افتاد

و رد سرخ خونی هم به دنبالش به راه افتاد

به قنفذ یا مغیره نا نجیبی گفت: بیکاری!

زنی برد آبروی ما علی را برد نگذاری

غلاف تیغ پیدا شد سر شلاق بالا رفت

میان کوچه در خونابه مادر ماند و بابا رفت

گلی از ساقه اش تا شد میان خار و خس افتاد

مغیره از نفس افتاد قنفذ از نفس افتاد

دویدم سمت مادر تازیانه خورد بر دوشم

صدای استخوان بازویش پیچید در گوشم
**********************
درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر

شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری

امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد :

دوش می آمد و رخساره... نگویم بهتر!

من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم،

نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر

چه شده، قافیه ها باز به جوش آمده اند:

دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر!
**********************
بوی دود آید از این جا عود و عنبر سوخته؟

یا که بیت الله را کاشانه و در سوخته؟

از چه خون می گرید این دیوار و در، یارب مگر

گلشن آل خلیل اینجا، در آذر سوخته؟

خانه وحی از فلک یکباره شد پر ازدحام

اندر این غوغا مگر جبرئیل را پر سوخته؟

خانه زهراست این جا، قتلگاه محسن است

آشیان قهرمان بدر و خیبر سوخته؟

بر حریم عقل کل، دیوانه ای زد آتشی

کز غمش هر عاقلی را جان و پیکر سوخته

خیمه گاه کربلا را آتش از اینجا زدند

شد ز داغ محسن آخر کام اصغر سوخته

گر نمی کرد اشک چشمانت حسان امداد من

می شد از آه من این اوراق دفتر سوخته
**********************
قرن ها بر عترت و قرآن ستم بسیار شد
قرن ها بر شیعه مانند علی آزار شد
قرن ها تن قطعه قطعه قرن ها سرها جدا
از سعید و عَمرو و حُجر و میثم تمار شد
گه جمل، گه نهروان، گه فتنه صفین بود
جنگ ها با نفس احمد حیدرکرار شد
بس محمدها و مالک ها و بوذرها شهید
کُشتة راه ولایت، همچنان عمّار شد
از عبیدالله و حجّاج و یزید و عَمرعاص
ظلم ها تکرار شد، تکرار شد، تکرار شد
ای بسا کشتند از آل علی عباسیان
دست ها سرها جدا از عترت اطهار شد
کس نمی پرسد چرا در چارده قرن تمام
اینقدر در شیعة آل علی کشتار شد
روز محشر پیش پیغمبر شهادت می دهم
آنچه شد با شیعه بین آن در و دیوار شد
تا کند دست ستم امضای قتل شیعه را
صفحه آمد سینة زهرا ، قلم مسمار شد
در حقیقت خون پاک محسن ششماهه بود
اولین خونی که در راه علی ایثار شد
شاخه بشکست و درخت افتاد بر روی زمین
غنچه پیش از لاله پرپر در هجوم خار شد
بر رخ انسیه الحورا جسارت شد اگر
نیلگون، ماه جمال احمد مختار شد
من نمی گویم چه شد در کوچه با زهرا ولی
آنقدر گویم جهان در چشم زهرا تار شد
قادر بی چون به خشم آمد، بهشت آتش گرفت
نخل طوبای امیرالمؤمنین بی بار شد
"میثم" از این نامسلمانان که زهرا را زدند
هم مسلمانی خجل، هم ذات حق بیزار شد
**********************
شعله در شعله دل کوچه پر از غم می شد
کوچه در آتش و خون داشت جهنم می شد

"باید آتش بزنم باغ و بهار و گل را...."
روضه مکشوف تر از آن چه شنیدم می شد

بین دیوار و در انگار زنی جان می داد
جان به لب از غم او عالم و آدم می شد

لااقل کاش دل ابر برایش می سوخت
بلکه از آتش پیراهن او کم می شد

زن در این برزخ پر زخم چه رنجی دیده است؟
بیست سالش نشده داشت قدش خم می شد

تا زمین خورد صدا کرد "علی چیزی نیست"
شیشه ای بود که صد قسمت مبهم می شد

آن طرف مرد سکوتش چقدر فریاد است
روضه جان سوز تر از غربت او هم می شد؟

"میخ کوتاه بیا همسرم از پا افتاد"
میخ هر لحظه در این عزم مصمم می شد

غنچه دارد گل من تیغ نزن بی انصاف
حیف،بابا شدنم داشت مسلم می شد"

ناگهان چشم قلم تار شد و بعد از آن
کربلا بود که در ذهن مجسم می شد

کوچه در هیأت گودال در آمد آن گاه
بارش نیزه و شمشیر دمادم می شد

اشک خواهر وسط هلهله طوفانی بود
اشک و لبخند در این فاجعه توأم می شد

سیب سرخی به سر شاخه ی نیزه گل کرد
داشت اوضاع جهان یکسره درهم می شد

که قلم از نفس افتاد،نگاهش خون شد
دفتر شعر پر از واژه ی شبنم می شد

کاش همراه غزل محفل اشکی هم بود
روضه خوان، مقتل خونین مقرم می شد 


نوع مطلب : حضرت زهرا(س)، اشعار مذهبی، 
برچسب ها : اشعار ایام محسنیه، شعر، دهه، محسنیه، فاطمیه، حضرت محسن، مهدی ذاکر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:00 ق.ظ
Hey there! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be ok.
I'm absolutely enjoying your blog and look forward to new updates.
یکشنبه 26 شهریور 1396 01:59 ق.ظ
Hey there! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be ok.
I'm absolutely enjoying your blog and look forward to new updates.
سه شنبه 31 مرداد 1396 09:12 ق.ظ
It's very effortless to find out any topic on net as compared to books, as I
found this paragraph at this web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پخش زنده حرم